کد خبر: 297942

آمریکا به دنبال «تصاحب ایران» برای تسلط بر غرب آسیا است/ لزوم جراحی حکمرانی، گذار به اقتصاد دیجیتال و تمرکز بر هوش مصنوعی/ بهره‌گیری از ظرفیت «فرهنگ مخالفت» در غرب و لزوم بازسازی حکمرانی در چارچوب قان

دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، در نشستی تخصصی در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی که در روز 16 شهریور برگزار شد، با تشریح ماهیت استکباری و تغییر استراتژی‌های ایالات متحده آمریکا، تأکید کرد: آمریکا از سیاست «تک‌قدرتی» به سمت «حکمرانی نهادی» تغییر مسیر داده است تا از طریق اهرم‌های چندجانبه مانند تحریم، حتی قدرت‌هایی نظیر چین و روسیه را نیز کنترل کند. وی با اشاره به دکترین «استثناگرایی آمریکایی»، مذاکره صرف را برای حل مسائل ایران ناکافی دانست و خواستار تمرکز بر «احراز اقدامات» به جای «تنظیم توافقنامه‌های کاغذی» شد.

به گزارش بهداشت نیوز رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، در ابتدای سخنان خود در جمع پژوهشگران، ضمن تشکر از دکتر نگاهداری و تیم همراهشان بابت احیای مرکز پژوهش‌ها و شکل‌دهی به روندهای نوین پژوهشی، به تشریح ابعاد راهبردی اسناد بالادستی و تحلیل ماهیت طرف مقابل (ایالات متحده آمریکا) پرداخت.
دکتر عاملی در بخش نخست تحلیل خود از ماهیت آمریکا، به کتاب «تعادل زمین» (Earth in the Balance) نوشته ال گور، معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا (کلینتون) اشاره کرد و گفت: ال گور در این کتاب دکترینی را مطرح کرد که بر اساس آن، تخریب محیط زیست در هر نقطه‌ای از جهان، به منزله تخریب محیط زیست آمریکا تلقی می‌شود. این نگاه در واقع بهانه‌ای بود برای اینکه آمریکا بگوید باید بر کل جهان حکمرانی کند و منابع و زمین را کنترل نماید. نوعی نگاه تصاحب‌گرانه نسبت به کره زمین در ذهنیت سیاست‌مداران شرور حاکم بر آمریکا وجود دارد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، دومین لایه استراتژیک آمریکا را تغییر رویکرد از «یونی‌لترال پاور» (قدرت یک‌جانبه) به «مالتی‌لترال پالیسی» (سیاست چندجانبه) دانست و افزود: آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند که دیگر صرفاً دنبال حکمرانی یک‌طرفه نیستند، بلکه به دنبال "حکمرانی نهادی" هستند. اهرم‌هایی مانند تحریم، نمونه‌ای از این نظامات چندنهادی است که وقتی اعمال می‌شود، همه را در بر می‌گیرد. حتی چین به عنوان قدرت دوم اقتصادی و روسیه نیز ناچارند تحت تأثیر این رژیم‌های نهادی که آمریکا طراحی کرده، عمل کنند و تبعیت نمایند.
وی با تأکید بر ریشه‌های تاریخی رفتار آمریکا، به مفهوم «آمریکن اکسپشنالیزم» (استثناگرایی آمریکایی) پرداخت و تصریح کرد: «آمریکایی‌ها در طول تاریخ همواره نگاه استثناگرایی به خود داشته‌اند؛ به این معنا که خود را فراتر از قواعد می‌دانند. آن‌ها معتقدند چون بیش از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) جهان و قدرت نظامی اول را در اختیار دارند، حق دارند خودشان قانون ایجاد کنند، خرق عادت کنند و مقررات‌گذاری جهانی انجام دهند. این استثناگرایی، مجوزی است که آن‌ها برای خلاف قاعده عمل کردن برای خود قائل هستند.

سرزمین خون و بازنمایی رسانه‌ای؛ از نسل‌کشی تا جنگ روانی امروز
دکتر عاملی در ادامه به ماهیت جنگ‌طلبانه ایالات متحده اشاره کرد و گفت: آمریکا با جنگ متولد شده است. آنچه امروز به اسرائیل نسبت می‌دهیم، در درجه اول در مورد خود آمریکا صدق می‌کند؛ سرزمینی که با نسل‌کشی بومیان (سرخپوستان) و کشتار جمعی به دست آمده است. صنعت رسانه‌ای آن‌ها نیز در خدمت این جنایت بود؛ با ساخت فیلم‌های وسترن و کابویی، چهره‌ای وحشی و غیرانسانی از بومیان ترسیم کردند تا نسل‌کشی را توجیه کنند.
وی با اشاره به جنگ روانی اخیر افزود: این بازنمایی‌سازی برای تغییر تاریخ و ادراک عمومی همچنان ادامه دارد. همین دو سه روز گذشته را نگاه کنید؛ در ماجرای حمله به کشتی ایرانی، چگونه تصویرسازی کردند؟ طوری وانمود کردند که گویی یک بمب بزرگ بر علیه نظام دفاعی ایران ترکیده و لطمه‌ای جزئی به آنها وارد شده یا تلاش می کنند ایران را مقصر معرفی کنند، در حالی که واقعیت چیز دیگری بود. این هنر رسانه‌ای آن‌ها در وارونه جلوه دادن حقایق است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تحلیل دکترین‌های اخیر ترامپ و تندروهای آمریکایی، هشدار داد: آن‌ها این بار با جدیت تمام به دنبال "گرفتن ایران" هستند؛ مشابه کاری که در ونزوئلا انجام دادند، اما می‌دانند در ایران به این سادگی نیست. معادله برای آن‌ها حیاتی است؛ اگر بر ایران مسلط شوند، بر کل غرب آسیا مسلط شده‌اند و اگر به ایران ببازند، غرب آسیا را باخته‌اند.
دکتر عاملی در بخش پایانی سخنان خود، راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این ماهیت را تشریح کرد و گفت: این خوش‌خیالی که با مذاکره صرف می‌توان با آمریکا کنار آمد، باطل است. مذاکره به تنهایی مسئله ما را حل نمی‌کند. آنچه می‌تواند راهگشا باشد، قدرت ایران است که منجر به تنظیم یک "صورت‌جلسه از اقدامات" شود، نه صرفاً یک توافقنامه سیاسی.
وی با ارجاع به یادداشتی که دو ماه پیش در خبرگزاری فارس منتشر کرده بود، خاطرنشان کرد: بنده پیش‌تر نیز تأکید کرده‌ام که: «توافقنامه تنظیم نکنید، بلکه اقدامات را مشخص کنید.» ما باید قدم‌به‌قدم پیش برویم و هر قدم را مشروط به «احراز اقدام» از سوی طرف مقابل کنیم. اگر اقدامی احراز نشد، نمی‌توان به قدم بعدی رفت. حتی نام‌گذاری‌هایی مانند "تنگه ترامپ" نشان‌دهنده نگاه تصاحب‌گرانه آن‌ها به آبراه‌های حیاتی ماست.
دکتر عاملی در ادامه سخنان خود با اشاره به جایگاه نظامی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: اگرچه ما به لحاظ نظامی قدرت شانزدهم جهان هستیم و بودجه نظامی‌مان شاید یک‌پنجاهم بودجه نظامی آمریکا باشد، اما وقایع اخیر از جمله درگیری‌های ۱۲ روزه و فازهای بعدی آن، نشان داد که قدرت بازدارندگی نظام دفاعی ایران به لطف خدا و با تدبیر رهبر معظم انقلاب و ایثارگری‌های شهدا، در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
وی با مقایسه هزینه‌های جنگ برای دو طرف افزود: آسیب‌پذیری آمریکا در درگیری‌ها بسیار بالاست و هزینه تمام‌شده جنگ برای آن‌ها کمرشکن است؛ در حالی که هزینه تمام‌شده جنگ برای ایران اصلاً قابل مقایسه با هزینه‌های آمریکایی‌ها نیست و این یک نقطه قوت راهبردی برای ماست.

ظرفیت «فرهنگ مخالفت» در غرب و خطر بین‌الملل‌هراسی
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، به ظرفیت‌های موجود در جوامع غربی برای مقابله با سیاست‌های جنگ‌طلبانه اشاره کرد و گفت: «ما نباید از قدرت چپ‌های دنیا و ظرفیت "دیسیدنت کالچر" (فرهنگ مخالفت) غافل شویم. همین دیروز در تظاهراتی در لندن، معترضان پلاکاردهایی با این مضمون در دست داشتند که "مسئله غزه را هیچ‌جا جز ایران نمی‌تواند حل کند" و پرچم ایران در آنجا بالا رفت.
وی تصریح کرد: در آمریکا نیز حدود ۷۰ درصد جامعه در یکی از حلقه‌های فرهنگی مخالفت عضو هستند. بزرگترین کمپین‌های فرهنگی در آنجا، کمپین‌های مخالفت با جنگ، طرفداری از صلح و مخالفت با تخریب محیط زیست است. اگرچه ما با برخی جریان‌های حاضر در این کمپین‌ها (مانند جریان‌های ترویج‌دهنده ناهنجاری‌های اخلاقی) به دلیل آسیب‌هایی که به نسل‌ها می‌زنند، مخالفیم، اما باید اذعان کرد که این فضاها ظرفیت‌سازی کرده‌اند و ما می‌توانیم از ظرفیت‌های ضدجنگ و صلح‌طلبانه آن‌ها  بهره‌ ببریم و در بسیار از مواردی که مصداق عدالت خواهی و مبارزه با ظلم هست، به آنها کمک کنیم.
دکتر عاملی با انتقاد از رویکرد «بین‌الملل‌هراسی» هشدار داد: علیرغم بازنمایی سیاه و چهره منفوری که در سال‌های اخیر از ایران در دنیا ساخته شده، پرچم ایران همچنان ظرفیت دارد. متأسفانه بین‌الملل‌هراسی به ما ضربه می‌زند. این رویکرد خطرناک که متاسفانه قانونی که مجلس دنبال می کند، باعث تثبیت انزوای ایران و سقوط ما در سیاه‌چال ایران‌هراسی می‌شود؛ سیاه‌چالی که هر چه در آن بمانیم، دشمن در صحنه بازنمایی بین‌المللی چهره‌ای منفورتر از ما می‌سازد و گرفتاری‌هایمان بیشتر می‌شود. لذا نمایندگان محترم به این مهم توجه داشته باشند و ظرفیت های تعاملات بین المللی را خصوصا در سطح نخبگانی تقویت کنند.

لزوم یکپارچگی نظر حکمرانی و واقعیت «جنگ ادامه‌دار»
وی با تأکید بر ضرورت هماهنگی در سطوح عالی کشور خاطرنشان کرد: در این شرایط، یکپارچگی نظرات بسیار حیاتی است. نظر نظام دفاعی کشور باید با نظر دولت و متقابلا دولت با نظام دفاعی کشور همسو باشد. گاهی تفاوت‌هایی در بیان نظرات دیده می‌شود که دشمن از آن سوءاستفاده می‌کند. باید یک صدای واحد حکمرانی در سطح بین‌المللی شنیده شود و آن، روحیه قدرتمند مقابله با آمریکا و زدن منافع این رژیم در منطقه است.
دکتر عاملی در بخش مهمی از سخنان خود، تعبیر «پسا‌جنگ» را رد کرد و گفت: برخی دوستان از جنگ ۳۸ روزه صحبت می‌کنند، اما ما اکنون در دوره پسا‌جنگ نیستیم؛ ما کاملاً در شرایط جنگ هستیم. آن ۳۸ روز تنها فاز اول بود و دشمن هر زمان که شرایط را فراهم ببیند، ضربه دیگری خواهد زد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی در جمع‌بندی نهایی خود بر لزوم اصلاح ساختارهای اجرایی کشور تأکید ورزید و افزود: باید در این شرایط به بازسازی حکمرانی کشور بپردازیم. منظور از حکمرانی، اقدامی خلاف قانون اساسی نیست، بلکه در همان چارچوب قانون اساسی و با توجه به ظهور فناوری‌های جدید، باید کشور را اصلاح کنیم. متأسفانه تاکنون اقدامات ما از جنس "فیل مولانا" بوده است؛ یعنی تکه‌تکه و ناقص.
وی با ارائه مثال‌های بین‌المللی گفت: «ژاپنی‌ها در سال ۱۹۹۴ تحت تأثیر صنعت ارتباطات، برنامه عمل (Action Plan) خود را تغییر دادند. در اقتصاد نیز باید بنگاه‌های کوچک فعال شوند و به بنگاه‌های بزرگ کمک شود تا ظرفیت‌سازی کنند. در اقتصاد ما، گاهی وقتی قد و قواره کسب‌وکارها بالا می‌رود، مانند گیوتین عمل می‌شود و اجازه رشد نمی‌دهند؛ اما مدلی مانند کره جنوبی آمد و بنگاه‌های کوچک و بزرگ را با هم همتراز کرد تا کل کشور به فعالیت اقتصادی کشیده شود.»
دکتر عاملی خاطرنشان کرد: فعالیت اقتصادی در شرایط جنگ، تحکم‌ها و الزاماتی دارد که در شرایط صلح وجود ندارد. ما می‌توانیم از این ظرفیت جنگ برای بازسازی و اصلاحات ساختاری استفاده کنیم؛ کارهایی که در شرایط عادی و صلح انجام دادن آن‌ها بسیار دشوار یا ناممکن است.
دکتر عاملی در پاسخ به دغدغه‌های مطرح‌شده درباره نیاز به مدل‌های جدید مدیریتی، از طراحی معماری نوین در این حوزه خبر داد و گفت: ۱۹ جلد پیوست و سند راهبردی داریم که با همکاری مرکز ملی فضای مجازی برای بازطراحی نظام حکمرانی کشور با توجه به ظرفیت‌های فضای مجازی شده است. به عنوان مثال، برای شهر تهران در سال ۱۳۸۹ طرحی تهیه شد که در آن ۶۹ لایه، در ۸ حوزه و شامل ۱۷۰۰ خدمت تعریف گردید. واقعیت این است که روزانه حدود ۱۹ میلیون سفر درون‌شهری در تهران انجام می‌شود که ۴۰ درصد از این سفرها صرفاً برای دریافت خدمات شهری است؛ در حالی که بخش عظیمی از این خدمات قابلیت مجازی‌سازی دارد.
وی با انتقاد از ساختار فعلی دستگاه‌های اجرایی افزود: مدل وزارتخانه‌ها باید تغییر کند. بخش عظیمی از عملکرد فعلی وزارتخانه‌ها صرفاً دیوان‌سالاری است. هوشمندسازی امروز دیگر به معنای اتوماسیون ساده نیست، بلکه به معنای ایجاد ارتباط هوشمند و تعاملی بین دستگاه‌هاست که می‌تواند تغییرات بنیادین در مدل حکمرانی ایجاد کند.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، با اشاره به تفاوت‌های بنیادین اقتصاد سنتی و دیجیتال، تصریح کرد: در اقتصاد، شاخص مهم "بهره‌وری" (نسبت ستانده به داده) است. در نگاه آنالوگ و فیزیکی، زمان محدود است و مثلاً نیم ساعت کار مفید، خروجی مشخصی دارد. اما در اقتصاد دیجیتال، وقتی شما سرمایه‌گذاری می‌کنید و محصول دیجیتال تولید می‌شود، با هر بار مصرف تمام نمی‌شود؛ لذا در اینجا بهره‌وری به سمت بی‌نهایت میل می‌کند و ما با زمان مجازی مواجه می شویم که بسیار پویا و پرظرفیت است.
وی با طرح یک مثال عینی خاطرنشان کرد: این مفهوم را ده سال پیش در انجمن بهره‌وری مطرح کردم که باعث شگفتی شد، زیرا نگاه آن‌ها کاملاً فیزیکی و آنالوگ به مسئله بهره‌وری بود. ما باید بپذیریم که قواعد اقتصاد دیجیتال با اقتصاد سنتی تفاوت ماهوی دارد.
دکتر عاملی یکی از بزرگترین موانع توسعه کشور را نحوه اداره آن دانست و تأکید کرد: اشکال اساسی ما «ملوک‌الطوایفی» بودن و تکثر منابع در اداره کشور است. تغییر بنیادین مستلزم یک جراحی بزرگ است؛ همان‌طور که جراحی یک زخم عمیق دردناک اما ضروری است، کل نظام حکمرانی نیز باید دستخوش این جراحی و اصلاحات ساختاری شود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با اشاره به دیدارش با دکتر پزشکیان در هفته‌های نخست پس از انتخاب ایشان به عنوان رئیس‌جمهور، گفت: در همان جلسه اول به ایشان عرض کردم که اگر می‌خواهید تغییر اساسی ایجاد کنید، تمام سرمایه کشور را روی هوش مصنوعی متمرکز کنید.
وی با بیان آماری از وضعیت علمی هوش مصنوعی در کشور افزود: در تولید "مقالات" هوش مصنوعی رتبه یازدهم جهانی را داریم، اما در "به‌کارگیری و پیاده‌سازی" هوش مصنوعی، رتبه ما بین ۸۰ تا ۸۵ است. برنامه و ایده وجود دارد، اما برای اجرای آن به اراده قوی و ذهنیت فنی در سطح کلان حکمرانی نیاز داریم.»
دکتر عاملی به مبانی فلسفی و دینی حکمرانی پرداخت و هشدار داد: وقتی به بحث لیبرالیسم می‌رسیم، نباید راحت از کنار آن بگذریم. استقرار نظام اسلامی نیازمند اراده‌ای بسیار قوی و نگرشی محکم است تا بدانیم از حکمرانی اسلامی دقیقاً چه می‌خواهیم.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، دو قاعده طلایی را برای حکمرانی کشور پیشنهاد کرد و افزود: باید دو مفهوم متعالی را سرلوحه حکمرانی قرار دهیم: نخست اینکه هیچ چیز برتر از توحید و رفع آزار از مردم نیست و دوم اینکه هیچ چیز پلیدتر از شرک و آزار رساندن به مردم نیست. اگر این مفاهیم کلیدی را مبنای حکمرانی قرار دهیم، بسیاری از گره‌ها باز خواهد شد.
دکتر عاملی در جمع‌بندی نهایی و هشدار راهبردی خود، به تغییر فاز استکبار جهانی اشاره کرد و گفت: امریکایی ها به دنبال بازگشت به دوره استعمار اول هستند. اروپایی ها در دوره استعمار اول، ۸۵ درصد دنیا را مستعمره خود کردند، اما با افزایش آگاهی اجتماعی مردم و پرهزینه شدن این روند، منابع خود را جمع کردند (مانند استخراج طلاهای آفریقا) و به دوره دوم  استعمار یعنی استعمار فرهنگی و استعمار مجازی (دوره سوم) روی آوردند. اما نکته تکان‌دهنده اینجاست که آمریکایی‌ها اکنون دوباره به دوره اول، یعنی استعمار جغرافیایی و توسعه‌طلبی ارضی بازگشته‌اند. این یک امر واقعی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و باید با بن دندان و به شکلی کاملاً ریشه‌ای آن را درک کرد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به تخصص خود در حوزه فضای مجازی که او را به مباحث اقتصادی نیز کشانده است، به ظرفیت‌های عظیم و مغفول‌مانده ایران پرداخت و افزود: ایران با داشتن ۱۲ درصد از منابع معدنی و انرژی جهان و جمعیتی یک درصدی اما سرشار از قابلیت، پتانسیل ارزش‌آفرینی بی‌نظیری دارد. برآوردها نشان می‌دهد که ارزش سرمایه معدنی کشور حدود 30 تا 40 تریلیون دلار است.
وی با ابراز تأسف از وضعیت فعلی اقتصاد تصریح کرد: در مقابل این ظرفیت عظیم، ما با تولید ناخالص داخلی (GDP) حدود ۴۸۰ میلیارد دلاری مواجهیم که بخش عمده‌ای از آن صرفاً صرف هزینه‌های پرسنلی و جاری می‌شود و عملاً امکان اجرای برنامه‌های توسعه‌ای واقعی از آن باقی نمی‌ماند.
دکتر عاملی با ارائه یک تحلیل تاریخی از برنامه‌ریزی در کشور گفت: من برنامه های توسعه پیش از انقلاب و 5 برنامه پس از انقلاب را به طور دقیق تحلیل کردم. این تحلیل شامل ۹۰۰ صفحه متن از مجموعه برنامه‌ها بود که حتی به مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز ارائه و بررسی شد. جمع بندی آن مطالعات نشان می ‌داد که اقدامات ما برنامه محور نبود و نیست. جمع بندی مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در تحلیل برنامه های دوره‌ای گذشته، اجرائی شدن 20 تا 25 درصد است که آنهم الزامات اجرایی کشور بوده که انطباق گریزناپذیر با برنامه‌ها داشته است.